.: آخَــریــنــ اَخــبـارـه وِبَــمـ :.

سلام دوستان خیلی خوش اومدید و خبر جدید اینکه کانالمون افتتاح شد حتما یه سری بزنید و مهمون ما باشید


خاطرات من و عشقم

خانـ ه لینـ ک ایمیـ لـ پروفایـ لـ انجمن



♥عشــق دو طـــرفه ♥

❤عاشقانه های من وعشقم❤

بنام خالق عشق
سلام دوستان امیدوارم ازدیدن وبلاگ من وعشق مهربونم لذت ببرید.
نظریادتون نره.
این وبلاگوفقط وفقط برای عشق یکی یدونم"طاهره"درست کردم.


"قراره تواین وبلاگ"
"مطالب زیبای عاشقانه"
"عاشقانه های من وعشقم"
" همچنین خاطراتمون روبنویسیم"
"برای دیدن خاطرات ما به ادامه مطلب مراجعه کنید"

"این پست همیشه بروز رسانی میشه پس حتما به ادامه مطلب سربزنید وخاطرات قشنگ ماروبخونید"

"راستی نظر یادتون نره حتمانظربدید،ممنون"

دوستانی که خوششون اومدتبادل لینک کنندوکسانی هم که میخان بنرشون دروبلاگ ماقرار بگیره توقسمت نظرات بگن تبادل بنرمیکنیم.

امیدوارم خوشتون بیاد


محمد:

_فقط,چندقیقه به لحظه ی تحویل سال مونده بود,وقلب من بی قرارترازهمیشه میتپید...
توی اون لحظات قشنگ تحویل سال فقط به عشقم فکرمیکردم,
عشقی که سالهادرمن بوجوداومده بود...
حس عجیبی داشتم,دیگه نمیتونستم عشقموپنهان کنم...
باخودم تصمیم گرفتم که امسال تحت هرشرایطی ازعلاقه ام بهش بگم.
ازته دلم دعاکردم که عشقم دوطرفه باشه وعشقم روقبول کنه...

------------------

طاهــــره:

باورم نمیشد...
همه چی مثل رویابود,رویایی شیرین...
رویایی که خیلی وقت بودمنتظراین لحظه بودم
باورم نمیشداین عشق من بود
که
ازعشقش ازدوست داشتنش برایم میگفت.
چشمانش رنگ عشق راداشت,
پاکی احساسش راحس میکردم...
قلب من پرازعشق شده بود پرازمهربانی...
محمدتنهادلیل زندگی من بودوبدون اوزندگی برایم بی معنی بود...
وحالاکه اوبه عشقش اعتراف کرده بود,
نمیتوانستم دربرابراین همه دوست داشتن سکوت کنم...
چه لحظه ی باشکوه وقشنگی بودزمانی که ازعشقمان ,ازاحساسمان ازدوست داشتنمان به هم گفتیم....

------------------

طاهــــــره:

دلم جای دیگریست ، احساسم مال کسیست که برای من میمیرد…
نه به عشقش شک دارم ، نه او را مال کسی دیگر میدانم ، وقتی که نفسهایش
 
هر لحظه سراغ هوای بودنم را میگیرند…
نه لحظه ای که جدایی بیاید نه روزی که باران غم ببارد ،
 
آنگاه که قلبش همیشه به عشق من میتپد . . .
یک لحظه چشمهایم را باز کردم و دیدم مال او شده ام . . .
 
 به خودم آمدم و دیدم اسیر عشقش شده ام . . .
 
دوباره چشمهایم را بستم و دیدم خواب او را میبینم . . .
 
 در خواب حس کردم گرمی وجودش را . . .
 
 وقتی که او آمده و گذاشته برایم همه ی زندگی اش را    . . . 
نه میترسم از رفتنش ، نه عذاب میدهد مرا نبودنش ،
 
وقتی که او همیشه هست و خواهد ماند در قلبم . . .
وقتی دنیا را دارم ، وقتی از همه دنیا او را دارم ،
 
وقتی که از او قلبی دارم که برای من به اندازه همان دنیا میتپد ،
 
دیگر هیچ چیز برایم مهم نیست جز بودنش . . . 
و اینبار از او گفته ام ، چون که او خودش میداند چقدر دوستش دارم . . . 
با صدای خنده هایش ،
 
 
آن چشمهای زیبایش ،
 
مرا دیوانه کرده است
و منِ دیوانه نه حسرتی را دارم ،
 
نه آرزو به دل مانده ام ،
 
نه نیاز دارم به کسی ،
 
نه خیره میمانم به هر ناکسی ،
 
وقتی او همه کس من است و همان آرزوی من . . .
 
 
 

-----------------

طاهـــــره:

۱۱ماه و۲۲روزمیگذره...
۱۱ماه میگذره وهمچنان احساس ماپابرجاست,
نه تنهاپابرجا،بلکه عمیق ترازگذشته.
لحظه هامون.باهم هماهنگه,
نزدیکی قلبامون باعث شده فاصله روکمترحس کنیم.
احساس میکنم هیچی عشقی تودنیامثل عشق مانباشه...
توی عشق ما
صداقت
دوست داشتن محض
موج میزنه,
لحظه شماری میکنیم برای لحظه ی دیدار...
هرروزازخدای مهربون بخاطرداشتن همدیگه تشکرمیکنیم وازش میخایم ماروبرای همیشه کنارهم نگهداره...
منتظراون لحظه ای,هستیم ک هروزمون روبادیدن هم زیباکنیم...

----------------------

محمد:

امشب از عشقم خواستم که منو فراموش کنه به خاطراینکه آینده من معلوم نیست هنوز ومیخام به دلیل مشکلاتی درسم رو ترک کنم.ونمیدونم توآینده چی پیش میاد،آیامیتونم عشقموخوشبخت کنم یانه؟

این قضیه رو باعشقم درمیون گذاشتم وگفتم که میتونی فراموشم کنی وبری باکسی که فک میکنی خوشبختت میکنه.ولی اون بهم جوابی دادکه خیلی شرمنده شدم نمیتونم مهربونیشوتوصیف کنم نمیتونم بگم چه قلب پاک ومهربونی داره هربارکه یه اتفاقی میفته ناراحتش میکنم بازمنومیبخشه اینبارم منوبخشید وگفت: نمیتونه هرگزفراموشم کنه گفت:تازنده هست باهام میمونه توهرشرایطی تنهام نمیذاره وازم خواست که منم تنهاش نذارم به هم قول دادیم که تحت هیچ شرایطی همدیگروتنهانذاریم.

واقعاخوشحالم کرد،امشب اشک هردوتامون دراومدولی بازم هیچی ازدوست داشتنمون کم نمیشه بلکه بیشترم میشه.عشق مادوتاخیلی عمیقه هیچ چیزو هیچ کسی هم نمیتونه ماروازهم جداکنه.

"تنهاکسی که توزندگیمه فقط طاهره هست،طاهره اولین وآخرین عشق منه.قبل ازطاهره هم باکسی نبودم وبعدازاونم باکسی نخواهم بود.باتمام وجوددوسش دارم احساسم بهش باورنکردنیه تاابددوستش دارم"

(طاهره بهم گفته بود که چراتواینجامطلب نمیذارم گفت ازاین به بعدمطلب بیشتربذارم توقسمت خاطرات،من زیادنمیتونم خوب بنویسم براهمین سعی میکنم چیزی ننویسم ولی ازاین ببعد بیشتر مینویسم)

«طاهــــــــره خیلی عاشقتم»

-----------------------

طاهـــــره:

"فردا"پس ازچندماه دوری همدیگرومیبینیم...

"فردا"لحظه ی دیدارمونه...

لحظه ی ب تپش افتادن قلبامون....

لحظه های ناب که کنارهمیم...

من "فردا"باچشمای کسی روبرومیشم که تمام زندگیمه...

-----------------------------

طاهـــــــره:

سال گذشت ,با تموم خوبی ها و بدی هایش.
 با تموم قهر و اشتی هامون.
 همون قهر های یک ساعته .
 همون روزایی که هزار بار گفتم و گفتی دوستت دارم
و چه عاشقونه دل به هم بستیم.
همون نگاه اول که واسه همیشه وابسته ام کرد.
 همون روزایی که عاشقونه گفتم دوستت دارم محمد.
و تو رو برای خودم تا ابد خواستم و خواستی منو تا ابد.
یک سال شد که با هم پیوند بستیم
که تا ابد مال همیم و هیچ چیزی نمیتونه بینمون خونه
 کنه .
یه سال از مهربونیات گذشت.
یه سال گذشت که من عاشقتم
 آره خدا جون من یه ساله عاشقم
عاشق یکی از بهترین فرشته هات !
 چه لحظه های قشنگی گذشتن
حتی دلم براشونم تنگ شده !!!
دوس دارم بازم بگذره اینقدر بگذره که وقتش برسه
و من بتونم واسه همیشه پیش عشقم باشم !!
عشق من یه سال شد که با همیم
یه سال شد که یه تکیه گاه دارم
 و میتونم راحت و آروم بهش تکیه کنم
 و همه وجودم پر شه از آرامش !! بهش تکیه کنم
 و نگران هیچی نباشم.
ایشالله میشه 1000 سالگرد. دوستت دارم هوار هوار.

----------------------------

محمد:

چقدزودگذشــــت...

خیــــلی زود...زودترازاونی که فکرشومیکردم کاش بیشترمیشداون صورت مثل ماهتوببینم.چقدسخت بوداون لحظه که داشتی میرفتی خیــــلی دلم گرفتـــه بودبغض کرده بودم.

وقتی پیشم بودی خیــــــلی خوشــــحال بودم وقتی صدای دلنشـــین ومهــــربونتوازنزدیک میشنیدم احساس خوشـــبختی میکردم.کاش دوباره به زودی ببینیم همدیگروعزیـــــزم.

دلم واست خیـــــــــــــــــــــــلی خیـــــــــــــــــــلی تنگ میشه.

راستی بخاطــــرکادوی بســــیارزیــــبایی که بهم دادی ممنونم خیــــلی قشنگ بودعزیزم مث خودم (اغراق) باسلیقه ای.خخخ

"خیــــلی دوســــت دارم عشــق من"

 


برچسب‌ها: ... ادامـ ه حرفـامـ ...
+ چهارشنبه 08 بهمن 1393 ساعت 15:52 بـ ه قـلمـ eshghe-vaghei ارسال نظر(1)



طراح : محـ♥ـمـد


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران